|
دیباچه تو همانی که می اندیشی
|
سه پلشک آید و زن زاید ومیهمان برسد
این یکی رد نشده، پشت سرش آن برسد
به سراغش زن همسایه شتابان برسد
وز پیاش فاطمه با ناله و افغان برسد
ترسم آخر که ازین غم به لبم جان برسد
سه پلشک آید و زن زاید و میهمان برسد
"شعر از غلامرضا روحانی"
تقدیم به همه طرفداران فروغ فرخزاد
گنه کردم گناهی پر ز لذت درآغوشی که گرم و آتشین بود در آن خلوتگه تاریک و خاموش دلم گرفته استدلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده شب می کشم
چراغهای رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است
فروغ فرخزاد |
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||